سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

قسمتی از یک کتاب

1392/5/12 12:40
نویسنده : موژان
198 بازدید
اشتراک گذاری
 
من زیاد زندگی نکرده ام. فقط دوران کودکی را گذرانده ام. ولی شاهدی هستم که ثابت می کند یک زندگی کوتاه و کودکانه می تواند پر از ماجراهای مهم باشد. تازه بدون احتساب مهمترین مزیتش: هنوز قادرم همه چیز را به یاد بیاورم. وقتی به زندگی ام فکر می کنم، می بینم سر جمع از تمام طول سلطنت لویی چهاردهم و تمام جنگ های ناپلئون خیلی جالب تر است. من یک تخمک بودم، یک ماهی، یک جنین، یک نوزاد، کودکی که یاد می گیرد ببیند، حرف بزند، راه برود، بخواند و به مدرسه برود، یاد می گیرد شنا کند و دوچرخه سواری کند، من دختر بچه بودم و یک روز جادوگر شدم... دست از تغییر شکل دادن برنداشتم. دندان هایم در آمدند، افتادند، دوباره درآمدند، استخوان هایم قد کشیدند، مو ساختم، ناخن ساختم، ماهیچه ساختم، غضروف ساختم، غشاء و پوست اضافی ساختم. حس می کنم تمام تاریخ دنیا هستم که تنها در یک نفر جمع شده است. وقتی به فکرش می افتم، سرگیجه می گیرم. خوشبختانه، زیاد به فکرش نمی افتم.
 
جلد اول: ورت، دختری که دوست نداشت جادوگر شود و جلد دوم: پم، بهترین اتفاق زندگی
نوشته ماری دپلوشن، ترجمه الهه هاشمی، نشر آفرینگان،1391
 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد